گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

ماموريت به قاين

ديروز يه ماموريت به قاين تو برنامه كاري من اومد . ساعت 8 صبح به من گفتن خودتو آماده كن بايد ماموريت بروي قاين . من هم با عجله خودمو آماده رفتن كردم . واي چي بگم از مسير سرسبز و فوق العاده زيباي بهاري اطراف جاده ... ( شنيدن كي بود مانند ديدن ) در مسير با دوربين از داخل ماشين از طبيعت زيبا عكس ميگرفتم . كه آقاي راننده به من گفت جلوتر نگه ميدارم كه عكس بگيرين . وقتي از ماشين پايين شدم چه عطري مي آمد انگار گل ياس و محمدي ... كاشتن  ... انگار داخل يه باغ پر از گل كه باغباني داره هميشه به آن ميرسه وارد ميشي .... چقدر باغبان خوش سليقه  اي . همه بيابان سبز ...  خداي بزرگ و مهربان چقدر بزرگي ... بيابان به اين عظمت شده يه باغ زيبا ......
5 ارديبهشت 1392

تولد همسري

ديشب تولد همسري بود . منم از سركار اومدم نهار نخورده رفتم سراغ درست كردن كيك و سالاد توپي . كيك شكلاتي درست كردم و روي اونو با دراژه تزيين كردم متاسفانه عكس نگرفتم . هي خوب شده بود. سالاد توپي هم درستيدم . شب هم با مامانو  و فاطمه قرار گذاشتيم بريم بيرون . ساعت 9 مامان اومد دنبالم . اول علي را برديم پارك (خودمون هم الاكلنگ بازي كرديم ، منو علي يه طرف مامان هم اون طرف ) بعد از بازي كردن رفتيم آژانس پيش دايي و بابامو  و شوهر خاله فاطمه . اونجا مونديم تا همسري هم اومد شام خورديم بعد هم مراسم تولد و كيك خوردنو ... جاتون خالي خيلي خوش گذشت ... عزيزم تولدت مبارك ...
5 ارديبهشت 1392

تولد بابا مرتضی

امشب تولد همسری هست . تولدت مبارک  عزیزم میلاد تو طلوع نور در قلبی مه گرفته بود نفسی گرم در فضای سرد و غریب گلی شکفته در بهار تولد یک شعر دلنشین شعری در واژه های نگاهت و در قافیه های کلامت تولدت مبارک     ٢٩ سالگیـــــــــــــت مبـــــــــــارک عزیزم هوراااااااااااااااااااااا دست دست دست دست دست   از طرف فهیمه ( عشقت ) بریم سراغ کیک بدو شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی ...
3 ارديبهشت 1392

نقاشي علي

علي مامانش ديروز نشسته بود و نقاشي ميكشيد . من آشپزخونه بودم كه منو صدا زد مامان بيا بيا . رفتم پيشش نقاشي شو به من نشون داد گفت مامان باب اسفنجي كشيدم . خداي من مامان قربون اون مغز كوچولوت بشه كه اينقدر بزرگ فكر ميكنه و به تصوير ميكشه   باب اسفنجي به قلم گل پسرم اينم عكسايي هست كه علي با دوربين گرفته و گفته مامان بزاري تو سايت   ...
3 ارديبهشت 1392